امروز یکی از سختترین روزهای بچهداری بود برام
به قدری کم آوردم که نشستم گریه کردن😑
حتی الان انقد حالم خرابه و روحم داغون که بسرم زده اینجا رو حذف کنم!
امروز یکی از سختترین روزهای بچهداری بود برام
به قدری کم آوردم که نشستم گریه کردن😑
حتی الان انقد حالم خرابه و روحم داغون که بسرم زده اینجا رو حذف کنم!
جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم میچرخند و حرفهایی که شاید در هیاهوی روزمره گم میشوند. اینجا مینویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کردهام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظهای با واژههای من همنشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه میبینید، تکهای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابهلای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.