ضمن عذرخواهی ازینکه بی ادبانه صحبت میکنم
ولی تو این مدت تنها تنگه ای که باز شد تنگه ی باسن ما بود! :|
دلار شد ۱۸۰ هزار ...
ضمن عذرخواهی ازینکه بی ادبانه صحبت میکنم
ولی تو این مدت تنها تنگه ای که باز شد تنگه ی باسن ما بود! :|
دلار شد ۱۸۰ هزار ...
طرف خودش با کانفیگ به اینترنت بینالملل وصل شده بعد رفته اینستا پست گذاشته «نه به اینترنت پرو!» و ما اینترنت اینجوری نمیخوایم و فلان!
خب اره حق با شماست ماها هم حرفمون همینه! نت بینالملل حق ماست و ما از این بیعدالتی همه ناراضی هستیم
ولی کِی ملت ما توی یه چیزی با هم اتحاد داشتن که حالا داشته باشن؟
از طرفی اینا اگه به حرف ما گوش میدادن که الان وضعیت کل مملکت این نبود!
مگه همه ما همون زمانی که فقط تلگرام رو فیلتر کردن خودمونو به این در و اون در نزدیم که نباید قطعش کن و ... کی گوش کرد؟ دیدن نصف بیشتر ملت اصلا نیاز بهش ندارن و نمیان و همچنان فیلتر موند
یا زمانی که بقیه چیزا فیلتر شد
یا اولین باری که نتو ملی کردن و کانفیگ درست شد
کی جلوشون رو گرفت؟ کی تونست حرفشو به جایی برسونه؟ همه هم باهاش کنار اومدیم
از اینور هممون داریم میگیم نت حق ماست و نباید قطع شه بعد همه ریختیم اینجا و با نت ملی داریم فعالیت میکنیم... خب باشه همه متحد شین قطع کنیم بلکه صدامون به جایی رسید!
ما تا زمانی که مملکت دست ایناست اوضاعمون همینه
موقع اعتراضا که کسی جرات نداشت تو اینستا چیزی بزاره ملت میریختن سرش که شما پا گذاشتین رو خون هزاران جوون و ... کلی عذاب وجدان میدادن به بقیه و کلا فضا سمی شده بود
الان همونا دوباره دارن تو همین پلتفرمهای داخلی و با وصل شدن به کانفیگ تو پلتفرمهای خارجی پست میزارن که مردم از کسب و کار افتادن با قطعی نت، بعد دوباره همونا خودشون الان که به کسب و کارا نت پرو تعلق گرفته باز دوباره فشاری شدن و پیام میزارن که اینترنت پرو حرامه و فلانه... خب عزیز من اگه بده شما خودتم کانفیگ نخر!
بنظر من اگه قراره با کسی برخورد بشه همین کانفیگ فروشاست که هر گیگ اینترنت رو خدا تومن میکنن تو پاچه ادم...
پارسال این موقع هیچکی یادش نبود امروز تولدشه! هیچکی هیچ کاری براش نکرد و همه هم سرش غر میزدن...
دو ماه دیگه سالگرد فوتشه و امروز رفتن سرخاک براش تولد گرفتن :(
دلم بشدت واسه باشگاه رفتن تنگ شده
واسه رژیم گرفتن
واسه صبحهایی که ساعت ۶ صبح بلند میشدم و یه آهنگ پلی میکردم و تا تخممرغهایی که گذاشته بودم آبپز شه دست و صورت میشستم و ساکمو میبستم و میرفتم باشگاه
اونوقت با تمام قدرت همه غصههامو حال بدیام و بدبختیامو سر اون تیکههای آهن خالی میکردم و پر از روحیه و حال خوب بر میگشتم خونه
تمام وعدههای رژیممو آماده میکردم و میزاشتم تو بستهبندی و مینداختم دوباره تو ساکمو میرفتم سر وقت شاگردام و تا شب بکوب در حال کار و تمرین بودم🥹
دخترکم یکم زودتر بزرگ شو
یکم از من جدا شو و وابستهام نباش
تا رفیق باشیم، همپا باشیم دستتو بگیرمو ببرمت با هم تمرین کنیم...
تا اینجای کار ۱۷ تا دندون دراوردی و الان داری ۱۸همی رو درمیاری و دقیقا از ۲۴ ماه زندگیت ۱۸ ماهش عین کانگورو به من آویزون بودی🫠🫠🫠
یعنی تا من میام یه نفس تازه کنم دندون بعدی میگه بشین سر جات!
دو سه روزه انقد نق میزنی انقد بهونه میگیری و انقد بغل میخوای که دارم به مرز جنون میرسم...
وروجک من یادت بمونه با همه اینا بازم دوست دارم، بازم صبرم تموم نشده و بازم حاضرم هر لحظه که اراده کردی ساعتها بغلت کنم و به دردهام و امور شخصیم توجهی نکنم تا تو این دوران پر از درد و خشم رو با آرامش سپری کنی...
امروز اومده صدام میزنه مامی؟ میگم جان مامی؟ میگه ای لاو یو 😅 هزاران بار بوسه بارونش کردم
دوباره خوراکی دستشه داره میخوره یکیشو گذاشته تو دست من میگه یو 🤭
من عاشق محبت کردناتم، عاشق دوست دارم گفتنات... کاش همیشه اینجوری بمونی، کاش بلد باشم رابطمون رو همینجوری نگهدارم🥲
جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم میچرخند و حرفهایی که شاید در هیاهوی روزمره گم میشوند. اینجا مینویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کردهام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظهای با واژههای من همنشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه میبینید، تکهای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابهلای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.