🐎🏇تو مسابقات اسبسواری روی سر اسبا یه چیزی به اسم Blinders میذارن، میدونی چیکار میکنه؟
دید جانبی اسب رو محدود میکنه
❓چرا؟
- حواسش به اسبهای دیگه پرت نشه
- تمرکزش روی جلو و مسیر خودش حفظ بشه
- کمتر بترسه یا واکنش ناگهانی نشون بده
- سرعتششششش بیشتر بشه🔥
توام باید امسال همین باشی🫵🏻
همینقدر با تمرکز
همینقدر با دیسیپلین و با برنامه
اینو گذاشتم اینجا که به همه اونایی که دارم میبینم گارد گرفتن، مدام توی پستهاشون مینالن و از بدبختیاشون میگن بگم که منم اولش مثل شما بودم و نسبت به این وضعیت و شرایط پیش اومده شاکی ولی خب از اونجایی که ما توی این خراب شده بارهاست داریم این وضعیت رو میبینیم بهتره جای اینکه بشینیم ببینیم کی قراره وضعیت درست بشه تا دوباره بتونیم یا شایدم نتونیم ادامه بدیم بیایم بریم سروقت همین پلتفرمهای درب و داغون داخلی!
من اینروزا بشدت دارم میبینم کسب و کارهایی که فالورهای میلیونی توی اینستا داشتن دارن میان تو بله و خیلی زودم مثل قبل کانالشون رشد میکنه چون از قبل یسری دیتاها از مشتریهاشون دارن!
حس میکنم تا دیر نشده وقتشه یه تکونی به خودمون بدیم و ماهم اونجاها شروع کنیم!
چون معلوم نیست حتی اگه نت هم وصل بشه دوباره قطع نشه!
یه زمانی اولش که اومدن اینستا رو فیلتر کردن گفتن کی دیگه میره اینستا کی میاد ببینه و ... ولی دیدین که تمام ملت بالاخره فیلترشکن خریدن و وصل کردن و اومدن!
کلا یه زمانی اصلا اینستا جای کسب و کار نبود! من خودم یادمه اونجا فقط میتونستی عکس بزاری، ولی اینهمه پیشرفت کرد...
میدونم الان بازم خیلیا میان یسری بهونهها میارن ولی این چیزیه که من چند روزه دارم روش فکر میکنم و خواستم اینجا هم به اشتراک بزارمش
شاید بعدها که نتیجهای گرفتم بیامو ببینمش و بگم چه خوب شد که شروع کردم و ننشستم همش به کاسه چهکنم چهکنمم نگاه کنم!
نشستهام روی مبل تکنفرهای که همیشه آنجا مینشینم و به تمام زوایای منزل چشم دارم و مسلطم، پیشدستی میوه خوری را در دست گرفتهام و سیبی که چند دقیقه قبل برای بچول پاک کرده بودم و نخورده را میخورم و به روبهرو نگاه میکنم...
روبهرویم بازار آشفتهای از اسباببازیهای بچول است و خودش که میان آنها بخواب رفته، آنهم بعد از نصفه روزی سرویس کردن دهان من و نق زدنهای فراوان به خاطر دندان آسیابش!
سرم از حجموم افکار و بهانههای دخترکم درد گرفته...
دلم میخواست آنکسی که برای اولین بار جمله «بچه بیار که سرگرم شی» را به زبان آورد ببینم و بنشینم تا برایم این استدلال بیمنطقش را توضیح دهد و دلیل قانع کنندهای برایم بیاورد! تا من ساعتها دلیل برایش بیاورم که میتوانستم بدون بچه خیلی بیشتر از اینها هم سرگرم باشم و انقدر دچار بلاتکلیفی نباشم! (اینا ناشکری نیست)
اما اکنون در عنفوان میانسالی به جایی رسیدهام که نمیدانم کی قرار است دوباره اوضاع زندگی به حالت قبلی دراید تا بتوانم مانند قبل به کارهایم برسم!؟ آیا اصلا وقتش را دارم؟ ارزشش را دارد؟
شاید هم بیعرضگی از خودم است و کرخت شدهام وگرنه آن منی که میشناسم همیشه راهی پیدا میکرد!
باید خودم را پیدا کنم، دستم را بگیرم و از جایش بلند کنم، زمان زیادی نمانده، همه چیز در هم ریخته ولی من باید این پازل آشفته رو کنار هم بچینم و بعد از درست کردنش آرام بگیرم...
خیلی وقت است دیگر منتظر وصل شدن اینترنت بینالملل نیستم! توی نرمافزار بله کانالی زدهام که شروع کنم و آنجا مشغول بکار شوم ولی بین انتخاب مهارتهایم ماندهام که کدامیک رو انتخاب کنم!
به عنوان یک مربی بدنسازی قدیمی با سابقهای چندین ساله آیا از سلامت و رژیم و فواید ورزش بگویم؟
یا به عنوان یک بافنده از بافتنیهایم بگذارم و گالری بزنم؟
یا برای این پلتفرمهای درب و داغان از ادمینی و ادیتوری و سناریونویسی بگویم؟
ماندهام بین همه اینها و اینکه چطور از صفر شروع کنم و مستمر بپایش بنشینم! سقف آرزوهایم فرو ریخته و این افکار لعنتی مزاحم و دخترکی وابسته که تمام طول روز دست تنها باید به کارهایش برسم نمیگذارد درست تصمیم بگیرم :/
وقتی میبینم روز دختر شده چنان ذوق میکنم از داشتنت که نگو🤩
اونم منی که هیچ وقت تو اینهمه سال کسی بهم روز دختر رو تبریک نگفت! هیچکس برام ذوق نکرد، هیچکس تو این روز خوشحالم نکرد... 😔
ولی من و بابا هیچوقت این روز رو برای تو فراموش نمیکنیم و همیشه سعی میکنیم برات ازش یه خاطره بسازیم، تا شاید تو آینده مثل من حسرتی بابتش توی دلت نمونه🎉
یادت بمونه که همیشه و در هر حالی مامان دوست داره🤍
+ اینا رو دارن با بغض مینویسم و اشکام چیزی نمونده بچکه چون دختر کوچولوی درونم حسودیش گرفته! 😪💔
جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم میچرخند و حرفهایی که شاید در هیاهوی روزمره گم میشوند. اینجا مینویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کردهام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظهای با واژههای من همنشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه میبینید، تکهای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابهلای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.