یادش بخیر یه زمانی موهای منم مثل موهای دخترم طلایی بود
بابام هیچوقت نمیزاشت ما موهامونو کوتاه کنیم
هرچند وقت یکبار که میدیم خیلی موهامون بلند شده و تو هم گره میخوره اذیت میشیم خودش یه کوچولو موهامونو کوتاه میکرد
معتقد بود اگه بریم آرایشگاه اون ز.ن.ی.که موهامونو از ته میزنه
خودشم بعد حموم مینشست موهامونو خشک میکرد
اما من آرزوی اینو داشتم ببینم موهام پسرونه باشه چه شکلی میشه!
من حتی لباسامم اکثرا پسرونه بود
حتی خیلی از اخلاقیاتمم پسرونه بود و اون موهای بلند اصلا با شخصیتم همخونی نداشت!
بعدها بدون اینکه بهش بگم رفتمو موهامو از ته ته زدم! از اون مدلا که یه خطم داخلش مینداختی و میتونستی با یکم ژل کاری کنی سیخ وایسه (تیفوسی)...
تا زمانی که موهام بلند شد طول روز هر لحظه از جلوش رد میشدم یه تف مینداخت تو صورتم :(
برام مهم نبود، من به آرزوم رسیده بودم :)