14:58 1405/1/9 | مامان گیسو | 6 نظر | 21 پسند

از لحظه‌ای که بیدار میشم تا لحظه‌ای که می‌خوابن ذهنم پر از متنها و حرفهاییه که دوس دارم بنویسمشون و ثبتشون کنم!

کلی تجربه دارم که گاهی تو حالت عادی از یاد خودم هم می‌رن مگه بعدا به تاریخچه مغزم رجوع کنم و دست و پا شکسته به یادشون بیارم! یکی از مهم‌ترین دلایل نوشتنم هم همینه که دوس دارم همه چی با جزییات ثبت بشه تا وقتی بعدا سراغش اومدم و خوندمش همون حس روزی که اتفاق افتاده رو بهم بده...

ولی خب با همه اینا خیلی کوتاهی میکنم توی ثبت کردن!

گاهی ذهنم بهم می‌ریزه و توی کنار هم قرار دادن جملات همراهیم نمیکنه

گاهی زمان و مکان مناسب وجود نداره

گاهی مشغول آشپزی‌ام گاهی کار گاهی بچه داری یا بازی با بچه و ...

+ یکی از دوستان دنبال‌کننده و وبلاگ‌نویسم توی گفتمان پیشنهاد داده که درباره ورزش و انگیزه و این چیزا بیشتر بنویسم شاید انگیزه‌ای بشه تو این روزهای جنگی، نوشتم که یادم بمونه این کارو انجام بدم

+ دخترم مدام زیر گوشم داره میگه مامان بغل و بیشتر از این نمیتونم به نوشتن این پست ادامه بدم... :| 

درباره

جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم می‌چرخند و حرف‌هایی که شاید در هیاهوی روزمره گم می‌شوند. اینجا می‌نویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کرده‌ام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظه‌ای با واژه‌های من هم‌نشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه می‌بینید، تکه‌ای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابه‌لای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین: 1
  • بازدید امروز: 40
  • بازدید گوگل امروز: 0
  • بازدیدکنندگان امروز: 15
  • بازدیدکنندگان دیروز: 1
  • بازدیدکنندگان هفتگی: 29
  • بازدیدکنندگان ماهانه: 64