01:03 1404/12/29 | مامان گیسو | 32 نظر | 41 پسند

پرنسس قشنگم امسال متاسفانه برای تولد دوسالگیت تو شرایط خوبی نبودیم، یعنی کشور تو وضعیت مناسبی نبود!

اوضاع اینترنت خراب بود و من نتونستم برات وسایل جشن سفارش بدم

دست و دلم هم نمی‌رفت که کاری کنم

ولی ته دلم همش ناراحت بودم و غصه می‌خوردم

چون این روزها میرن و دیگه بر‌نمیگردن، فقط میمونه همین عکسای یادگاری که من بعدا بهت نشون بدم و برات تعریف کنم

با خودم گفته بودم این شرایط جنگ و استرس و بدبختی تموم بشه و برسیم به روزای خوب هر موقع شده برات تولد دوسالگیت رو بگیرم

ولی امشب دیگه دلم طاقت نیاورد و خیلی یهویی با همون وسایلی که داشتیم بسرم زد برات تولد بگیرم

چشمات از خوشحالی برق میزد

هنوز نمیدونی تولد چیه ولی عاشق فوت کردن شمعی

تازه وقتی دیدم از اون بنری که واسه تزیین تولد گذاشتم می‌ترسی و نمیری نزدیک تم وایسی تا ازت عکس بگیرم با خودم گفتم پس خیلیم بد نشد که تدارکات ندیدم :)

تولدت مبارک زیبای من❤️

برچسب‌ها : #

یادداشتهای روزهای جنگ

#

تولد

#

دوسالگی

#

گیسو

درباره

جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم می‌چرخند و حرف‌هایی که شاید در هیاهوی روزمره گم می‌شوند. اینجا می‌نویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کرده‌ام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظه‌ای با واژه‌های من هم‌نشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه می‌بینید، تکه‌ای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابه‌لای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین: 1
  • بازدید امروز: 4
  • بازدید گوگل امروز: 0
  • بازدیدکنندگان امروز: 1
  • بازدیدکنندگان دیروز: 15
  • بازدیدکنندگان هفتگی: 16
  • بازدیدکنندگان ماهانه: 1