کتابو دستش گرفته میگه عه سه شنبهها با موری چه کتاب خوبی بود...
میگم خوندیش؟
با اطمینان میگه آره، همونی که آخرش خودکشی میکنه
میگن نه این خودکشی ندا...
نمیزاره ادامه حرفمو بزنم میگه آها همونی که کور میشه!
میگم نه اونکه خودش کتاب کوری، اونیکی هم مردی به نام اوه
میگه ای وای از خاطرم رفته بسکه کتاب میخونم!
مجبوری چُسی بیای اخه!
+از جریان قطعی نت اعتراضها به بعد آخرین کتابی که باز کردم خوندم این بود، فقط نمیدونم چرا حدود ده صفحهاش انگار برام طلسم شده و نمیتونم تمومش کنم :|
+ چقد اون بخش صفحات جدای بیان رو دوس داشتم، یه صفحه داشتم داخلش فقط کتابایی که میخوندم رو میزاشتم و اینجوری یادم میموندن و آرشیو میشدن... یه صفحه هم فیلمهایی که میدیدم، یه صفحه فقط جملات مینیمال، حالا اینجا بازم صفحات جدا داره ولی نمیفهمم چرا نمیشه آدرسی براشون تعیین کرد و داخل فیلد اصلی نمایششون داد! شما سر درمیارید؟
+ با اینکه کلی کتاب نخونده دارم ولی بازم دلم میخواد از زبون شما چندتا معرفی بشنوم، برام بنویسید
